محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
264
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
امام عليه السّلام در اين بند ، يقين پرهيزگاران را توصيف مىكند : آنان از روى علم و آگاهى و نه تقليد و الگوبردارى به اين درجه از يقين رسيدهاند . خداوند از زبان كافران حكايت مىكند : « پس چون سختى [ عذاب ] ما را ديدند گفتند فقط به خدا ايمان آورديم و بدانچه با او شريك مىگردانيديم ، كافريم . » « 1 » پرهيزگاران برگزيده در اين دنيا عذاب خداوند را با چشم علم و ايمان ديده و وسوسههاى شيطان در آنها اثر نمىگذارد ؛ پس از خشم خدا هراسيده و از مواضع آن دور مىشوند . ( قلوبهم محزونة ) از احتمال كاهلى و كمكارى در برابر خدا ترس به دل دارند و چه صفتى زشتتر از آنكه انسان خود را كامل بپندارد . ( و شرورهم مأمونة ) پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد : « بدترين مردم ، كسى است كه مردم از گزند زبان او بهراسند . » « 2 » امام عليه السّلام نيز مىفرمايد : « خوشا به حال كسى كه نزد خود فروتن باشد و معيشتش ، پاك و حلال و درونش ، آراسته و اخلاقش ، نيكو باشد و افزوده مال خود را انفاق كند و زبان خود را از سخن اضافه بازدارد و شر خود را از مردم دور كند . » « 3 » و در حديث ديگرى : « بدترين مردم كسى است كه از روى سوءظن به هيچ كس اطمينان نكند . » « 4 » ( و أجسادهم نحيفة ) بدنهايشان در اثر شب زندهدارى و عمل در راه خدا لاغر و نحيف گشته است . ( و حاجاتهم خفيفة ) از دنيا تنها به اندازه رفع حاجت مىخواهند . ( و أنفسهم عفيفة ) با حلال خدا از حرام او بىنياز گشتهاند .
--> ( 1 ) . فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنا بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ غافر / 40 : 84 . ( 2 ) . صحيح بخارى : 5 / 2250 ح 5707 ؛ صحيح ابن حبان : 12 / 508 ح 5696 . ( 3 ) . نهج البلاغه : حكمت 122 . ( 4 ) . فيض القدير : 3 / 385 ؛ بحار الانوار : 75 / 93 ح 104 .